www.razmendagan.com                                                                                    afgrazm@gmail.com



 

گلاب بگرام وال

۲۱ سپتامبر ۲۰۱۳

                                         اختاپوس جهادی مافیایی

این اختاپوس خونخوار روند بازسازی سرک پروان کاپیسا را توقف داده نیش زهرینش دربدنۀ سرک کابل پروان فرورفته و چون کنه خون حرکی ساختمان تونل سالنگ را می بلعد.

 شاهراه پروان کاپیسا از اهمیت اقتصادی، اجتماعی برخورداربوده که درین مسیرکاروان های تجارتی به آسانی خواهند توانست که اموال تجارتی خود را از ولایات شمال به شرق و برعکس آن نیزانتقال دهند، چون تاحالا این نقل انتقال به سختی از راه کابل صورت می گیرد که به مشکلات بزرگی مواجه است.

کارساختمانی این سرک سال گذشته شروع شده بااینکه به سختی پروسۀ اعمارآن به پیش میرفت ولی با آنهم یک امیدواری بزرگی برای همه بود.

ساختمان این سرک توسط شرکت هیوادوال صورت می گرفت که یکی از شرکت های بزرگ بوده قرار داد های بزرگ را این شرکت می توانست درنقاط مختلف بگیرد. برداشت های مردم حکایت از آن دارد که مارشال فهیم یکی ازسهام داران و یا پشتیبانان این شرکت بوده به همین خاطراست که شهروندان و یا ادارات ولسوالی جبل السراج وقتی مشکلی درنوعیت بی کیفیتی کار و یا غیرسریع بودن پروسۀ ساختمان آن داشته باشند گوش شنوایی نیست که به انتقادات آنها توجه کند.

اخیراً مشکلی به رئیس این شرکت پیداگردید وآن قسمیست که رئیس این شرکت درحالیکه درموترش که ضد ضریح بود، آمده بود که پیشرفت کار را مشاهده نماید؛ او با عکس العمل  غیرانسانی قومندان نور که هیچ گونه مسئولیت رسمی ئی درین سرک ندارد، مواجه شده بعد ازآنکه دعوای لفظی بین آنها صورت می گیرد شخص قومندان نور و بادیگارد هایش رئیس شرکت را مورد ضرب و شتم قرار گرفته بعد ازآنکه شدیداً زخمی می شود، وی را به ساحۀ امن و صحی انتقال داده و کارساختمانی متوقف می گردد. رئیس شرکت مذکورادعا کرده است که الی بدست آوردن حیثیت ازدست رفته اش کار را دوباره شروع نخواهد کرد.

قومندان نور ازشخصیت های جهادی جبهۀ شمال بوده ازجمله قاتلین حرفوی، آدم کش، تروریست و خلاف کار ولسوالی جبل السراج است. هیچ نیرویی نمی تواند مانع کارش شود.  دولت بخاطراینکه وی را از ساحه دور داشته و مصروفش ساخته باشد او را قومندان یکی از لواهای پولیس سرحدی درولایت پکتیا تعیین کرده، نه تنها از وسایل و اسلحۀ شخصی خود کارمی گیرد، که اسلحه و وسایل لوای مذکور نیز درخدمتش بوده در جبل السرا ج هرکاری خواسته باشد می تواند بکند وهیچگونه تابعیتی از ولسوالی و ولایت پروان ندارد.

می گویند وی از جملۀ جلادان بسم الله وزیر دفاع مزدور بوده، لذاست که دولت مزدور نیز درخدمت و اختیار وی بوده ازآنجا که باصطلاح مجاهد قدیم است حق دارد هرچه بخواهد می تواند بکند.  می گویند اخیراً براساس مشکل  "حق گیری" که بین مارشال و بسم اله درسرشاهراه پروان کاپیسا رخ داده بود و بسم الله قناعتش حاصل نشد، از نور خواسته بود که مزاحمتی به شرکت مذکورایجاد کند که وی چنین کرد.

شخص قومندان نور گذشتۀ بسیار پر از حادثه داشته است. پدر و کاکایش را کسانی از قماش خودش، درحالیکه وی طفل هشت ساله بود، کشته اند که وی هنگام جهاد توانسته است تمامی اعضای مرد آن خانوادۀ قاتل کاکا و پدرش را بکشد.

ازسوی دیگر وی با شخصی بنام "برهان چونته" نیزدشمنی دارد. برادر"برهان"، قومندان زلمی از جملۀ آدم های مشهورجبل السراج قبل از کودتای ثور بوده، که قومندان نور بنا به رقابت های منفی و دلایلی که به آنها معلوم است وی را دردوران جهاد کشته است. درمقابل "برهان چونته" برادر نور را کشته و به اثر این دشمنی "برهان" نیز به آدم قاتل حرفوی تبدیل شده است .  همین "برهان چونته" در جریان جنگهای تنظیمی دوران حکومت برهان الدین ربانی ده ها نفر افراد ازبک تبار را دست بسته کشته و دردریای سالنگ انداخته است. یک باردیگر درتنظیم جنگی شهر کابل ( جنگ شورای نظار و حزب وحدت ) شرکت کرده تعدادی از هموطنان هزاره را دریک مسجدی که درقلعۀ موسی در شهرکابل بودند نیز کشته است. این "جهادی قهرمان" !!!؟؟ مسجد آن ها را به راکت زده وهمه نمازگزاران را نیز کشته بود. این "برهان چونته" حالا با این هویت و گذشتۀ جهادی یکی از قومندان های اردوی ملی !!؟؟ بوده اردوی مزدور درخدمت وی است نه اینکه او درخدمت اردو قرار داشته باشد. عجب اردوی ملی !!!؟؟ . اینست واقعیت های تلخ دولت سازی حکومت های مزدور ودست نشاندۀ متجاوزین که زیر نام دموکراسی برمردم تحمیل می گردند.

هموطن عزیز !

شما می بینید که این نظام مزدور نمی تواند درخدمت ملت باشد، فقط درخدمت افراد و اشخاص معلوم الحال است. این افراد معلوم الحال می توانند هرنوع استفادۀ شخصی ازمناصب حکومتی نموده و برملت هرکاری می توانند بکنند؛ فقط با امریکایی ها و متحدین شان کاری نداشته باشند. این مجاهدین واین متجاوزان امریکایی باهم متحدینی اند که سرشت وسرنوشت شان یکی بوده ملت ها را استعمار، استحمار و استثمار نموده یکی چهرۀ با ظاهر جهادی وآن دیگرش چهرۀ با ظاهر دموکراسی وتمدن داشته هردو درنتیجۀ توافق غیر قانونی باصطلاح ملل متحد به کشور وملت ما حمله ور و حاکم شده، دار و ندار ملت افغان فقط درخدمت این ها بوده و این ها هیچگونه الزامی به منافع علیای افغانستان، حاکمیت ملی، استقلال، ارزش های ملی، نوامیس، تمامیت ارضی وآیندۀ کشورافغانستان ندارند. مردم نباید بیش ازاین به حرفهای شان فریب بخورند.

برگردیم به مطلب ، ازساختمان دوبارۀ تونل سالنگ چندین سال گذشته و چندین مراتبه بازسازی شده ولی بزودی ساختمان آن بخاطر کار بی کیفت تخریب می گردد. اینک حالا نیز قیرریزی آن دوباره جریان دارد ولی چیزی که وجود ندارد کیفیت و تداوم قیرریزی برای چند سال است که این پروژه نیز به یک پروژۀ انتفاعی و تجارتی جنرال رجب که از دوستان نزدیک مارشال فهیم است، مبدل شده است. در این شاهراه عمومی منافع و سهولت مسافرین و تجارانی که ازین مسیر می گذرند اهمیت نداشته و منافع "مارشال" و "رجب" این دو اختاپوس مجاهد - مهم است که برآورده شود.

چنین است مشکل درسرک کابل پروان که سرک دوم این شاهراه است و کار آن سال گذشته با هزینۀ دولت جاپان و وزارت فواید عامه شروع شده است، ولی به کندی به پیش رفته و کسی نمی تواند از کیفیت و دوامداری سرک ضمانت کند.  زیرا که سال گذشته هنگام شروع کارمسئولین مربوطه، شرکت های ساختمانی و سرک سازی با قومندانان جهادی چون امان الله گذر، داوود کلکانی ، حاجی الماس و سائرین توافقی نمودند. قومندانان مذکوربدون هیچگونه کمال وهنری شریک  شرکت های متذکره ساخته شدند تا اجازه دادند که کارساختمانی آن شروع شد، درغیر آن دولت مزدور که متشکل از مزدوران اقشارمختلف جامعه می باشد نمی توانست این پروژۀ خود راشروع نماید. وقتی این قوماندانان و وکلا قانع باشند کارها درست قانونی، دینی و صحیح وشرعی بوده هرکدام این ها نماینده های معینی از دین و قانون هستند.  درغیرآن هرآنگاه که قوانین و احکام دینی برضد منافع شخصی آن ها قرار گیرد می توانند حکم تکفیر و نادرست بودن آنرا صادرنمایند. کارها آنجا قانونی واسلامی اند که این ها قناعت داشته باشند ومنافع آنها حکم کند. هرلحظه ایکه این ها احساس عدم قناعت نمایند، تفنگ، ارتش، نظام، ادارات تطبیق قانون، ادارات تفتیش و کنترول به خدمت آنها بوده هرآنکه مانع واقع شود به آسانی می توانند ازسرراه بردارند.

قومندان یاردل یکی از چنین افراد بود که تازه درکوهدامن سربلند کرده درتقسیم حق وحقگیری قناعت نداشته می خواست از امان الله گذر و جنرال زمری حق بیشتر اقتصادی، سیاسی واجتماعی حاصل نماید، که با تفنگ  نیروهای ارتش ملی همراه با چهارتن اعضای خانواده اش کشته شد. اینک دشمنانش معلوم، کابینۀ کشورآگاه وهمه ادارات عدلی وقضایی نیز درجریان اند، ولی کسی نمی تواند عامل و محرکین قتل شانرا دستگیر نماید، قاتلین آنها درامنیت کامل دولت قراردارند. مشکل آنها داخلی بوده ازآنجا که هردوجناح مربوط به دولت هستند کسی نمی تواند کاری برای حل قضیه نماید.

هموطن عزیز !

 می بینید که هرکه تفنگ زیاد داشت وآدم کش حرفوی زیاد داشت می تواند کاری کند. وقتی اختلاف پیداشود ویک تن از مجاهدین کرام قناعت نداشته باشد اشخاص مخالف بنام شعله یی وکافر تکفیر می گردند.

درین دولت امریکایی ها موافقت دارند که قوت اولی مجاهدین احزاب وابستۀ پاکستانی ایرانی بوده کسان دیگری که مربوط به هرنوع گذشتۀ سیاسی باشند، حتی تکنوکراتهای مزدور خودشان، با این مجاهدین و امریکایی ها باید موافقت داشته و از حدود خود نگذرند که اگر کسی از خط قرمز بگذرد دیگر به نظام هیچگونه اهمیتی نداشته، چون "سپنتا" باید خجالت  و به قول خودش شرمساری تاریخی را با خود حمل نمایند.

آنهایی که بنام شعله یی، چپی، دموکرات، تکنوکرات، روشنفکر وهرنامی که شما می دانید، درین دولت سهمی داشته باشند حدود صلاحیت ها و توانمندی ها ی آنها تا آنجااست که ازخط قرمز بین خود و امریکایی ها از یک جانب و بین خود و مجاهدین از سوی دیگر نگذشته حدود خود را درک کنند. این ها می توانند وزیر، مشاور، معین، وکیل، والی و... شده که صاحب منافع اقتتصادی شوند و نام های "بلندی" را بنمایش بگذارند که پست ترین نمونۀ آن "سپنتا" و همتایانش هستند.

ولی هموطن عزیز تو میدانی، حقیقت آن است که ازهرکدام اینجا به عنوان ابزار استفاه شده وهر یک از ابزار اهمیت معین دارند. درین حکومت هرشخص، اگر فکری داشته باشد، باید افکار ونظرات خود را به یکسو گذاشته و پالیسی رسمی باید درک شده و افکار و نظرات مستقل و ملی داشتن، خود دشمنی بانظام است که نباید چنین کرد و شلۀ خودرا خورده معاشت را گرفته یگان کارک های خورد کرده واحساس ملی وانسانی را باید ازدست داد. سپنتا ، دادفر، ضیائی و... چنین کردند ونمونه های ادعای ما می باشند.

وقتی انسان مزدور شود و حاکمیت امریکایی ها و متحدینش را غرض نگیرد، تمامی نظام درخدمت چنین  شخص قرار می گیرد. حکیم شجاعی خائن را دولتی که خود حکم گرفتاری اش را صادرمی نماید وهمه مردم از ظلم وی( غزنی ارزگان ) به سطوح آمده، صدها نفر افراد مسلح دارد، ولی از آنجا که روابط امریکایی خلیلی دارد پس همه نظام درخدمت وی می باشد.

 فردوس پسرخواجه نبی و پسرکاکای ضراراحمد مقبل و وکیل عثمانی درپروان که درروز نوروز باعث قتل چندین تن بیگناه درتپۀ گل غندی شد، بعد ازگذشتاندن یکماه زندانی شدن اینک  ازبند رها شده حتی می تواند سکرتر والی را در ولایت پروان به شدید ترین نوع لت و کوب کرده هیچ مانع قانونی درسر راهش قرار نداشته است. درولایت پروان قانون قابل تطبیق قانون تفنگ وایلجاری مجاهدین است که حاکم بوده هرکه آنرا بدست داشت بزودی می تواند از زندان رها شده، اگر خواسته باشد که درهرجای پروان دختر مقبولی را اختطاف کند کسی مانع آن نشده وحتی چنین آدم ها درپوهنتون نیز غیرحاضر نشده می توانند درعین حالی که چنین جنایت می نمایند محصل پوهنځی حقوق نیزباشند.

این ها هستند دلایل واقعی سهم اختاپوسی رهبران ومجاهدین دردولت.  "مارشال" چندی قبل دریک جلسه ای ادعا کرده بود که: "اگر به جهاد نمی رفتم شاید که پوهنتون می خواندم و بعد از فراغت دولت یک خانه درمکروریان برایم می داد، ولی اینک اشخاص ومجاهدین دست چهل ما آنقدر پول دارند که نمی شود آنرا با تحصیل و تعلیم بدست آورد".

وقتی می بینیم هیچگونه کنترولی درین موارد وجود نداشته، هرمجاهد هرچه می خواهد می تواند بکند،  زیرا که امریکایی ها می دانند که این راه خوبی برای پروردن مزدوران است وخود امریکایی ها نیز درچنین پروژه ها درقدمه های بلند دست دارند. چندی قبل سازمان" سیگار" که سازمان ارزیابی و تفتیش مصرف کمک های امریکایی های ( یو اس آی دی ) است، اعلان کرده بود که چند ساختمان بزرگی که ملیون ها دالر اسناد مصرف آن تیرشده  وپول آن کشیده شده است، اصلاً موجودیت فزیکی نداشته و صرف بودجۀ آن به مصرف رسیده نشان داده شده است.

ازهمین قبیل پول ها درتمامی مواردی که این افراد خواسته باشند کارمی گیرند. این ها می توانند رای مردم را بخرند، می توانند تروریست وآدم کش داشته باشند، می توانند هرشخصی که افکارمترقی داشته به منافع ملی کشور بیاندیشد، آنرا بنام کافر وغیرمجاهد بکشند، ترور کند، پسرش را اختطاف کنند و....

وقتی نیروهایی چنین پول ها داشته وچنین مصئونیت های نظامی، سیاسی و اقتصادی نیزداشته باشند آیا کسی می تواند با آنها درانتخابات، کارهای سیاسی اجتماعی رقابت کند؟ معلوم است که نه و درچنین جو و نظام هرگز نمی توانند نیروهای دموکرات، مترقی و وطندوست سهمی داشته باشند.

 فقط راه حل: آگاه ساختن و بسیج مردم برای رفع تجاوز و دفع  این نظام امریکایی جهادی است و هرگونه راه های سازشکاری و ریفورمیزم خیانت ملی قتل وغارت است که مسببین آن مورد نفرت، مآخذه  و لعن تاریخ قرارخواهند گرفت.

 


                                                www.razmendagan.com                                                                            afgrazm@gmail.com