http://latimesblogs.latimes.com/.a/6a00d8341c630a53ef0120a67be351970c-600wi                                                  

www.razmendagan.com                                                                                               afgrazm@gmail.com


 انجینر شیر "آهنگر"

۱۱ آگست ۲۰۱۷

           

        "اختر تابان خلق" به زمین افتاد

 

شاد باش ای "هادی" ای فرزند با ایمان خلق          "آفتاب معرفت" ای "اخترتابان خلق"

Description: عکسی از رهبران شعله

 

با اندوه بی کران شنیدم که "آفتاب معرفت"، "اخترتابان خلق"، یکی از بنیانگذاران جنبش دموکراتیک نوین و بانیان "شعلۀ جاوید"، سر رشته دار رزم و پیکار ضد امپریالیسم و ارتجاع درافغانستان - داکتر هادی "محمودی" - چشم از جهان بسته و ما را ترک کرده است. این خبر برای من و آن اعضای خانواده ام که او را از نزدیک دیده بودند، شوکه آور وعمیقاً تکاندهنده بود. این تکان به حدی بود که من تا دقایقی نمی توانستم هیچ کاری بکنم. همان دم قلم برداشتم و خواستم پیامی بنویسم، ولی حتی یک کلمه هم نتوانستم روی صفحه بریزم.

صحبت دربارۀ یک دوست بزرگوار من و یک آموزگارجنبش، یکی از بزرگترین شخصیت های مبارزاتی کشورما داکتر هادی "محمودی" - که بیش از پنجاه سال عمرش را وقف مبارزه و رهبری جنبش کرده است، کار آسانی نیست.  بیان  زندگی نامۀ این شخصیت ها، بیان تاریخ مکمل نوعی از مبارزۀ خلق ما است و نمی توان آن را درچند صفحه عرضه داشت. فقط می توان متناسب با شناخت و فهم خود به نکاتی ازآن زندگی سراپا شور و حادثه و دستاورد و شکست اشاراتی نمود. با این حال هم، حق این شخصیت ها است که از نخستین دم چشم بستن شان از زندگی، نگذاریم "بمیرند" و آن ها را با یاد کارنامه ها و خصال انقلابی و مردمی شان زنده نگهداریم و ازآن ها بیاموزیم. با چنین رویکردی است که پیکارگران ما ثبت تاریخ می شوند و این گفته که "ثبت است برجریدۀ عالم دوام ما" با ذکر کارنامۀ رزم شان مصداق عملی می یابد. این وظیفۀ بازماندگان جنبش است که با بیان تجارب رهبران پیکارگر جامعه، گنجینه های رزم و مبارزۀ مردم ما را پیوسته پایا نگهداشته و درخدمت کار وپیکار آیندگان بگذارند تا آن ها بتوانند از نکات مثبت ومنفی هستی آن شخصیت های بزرگ جنبش و آزمون های راه گشای شان، در انتخاب و تداوم راه مبارزاتی شان، بیاموزند.

داکترهادی "محمودی"، آنچنان که خودش به من گفت، از شاگردان پیکارگر بزرگ، داکتر عبدالرحمن "محمودی" بود. او جانمایۀ فکری مبارزاتی اش را ازآن بزرگ مرد گرفته بود؛ ولی با توان واستعداد ومطالعه و دانش خود و درک نیاز زمان، آن جانمایۀ فکری را به مراحل عالیتری تکامل داد و به سازماندهی و شیوه های متکاملتر مبارزه دست یافت. او درسال های چهل شمسی به شخصیتی تکامل یافته بود که همه نیروهای سیاسی اجتماعی درحال شکل گیری، حضورش را در سطح رهبری شان استقبال می کردند. ولی او خودش، درکنار مامای مبارزش داکتر رحیم "محمودی" و...، به طرح ایجاد یک جنبش نوین دست یافتند و باجمعی از مبارزان دیگر "جنبش دموکراتیک نوین" را بنیان گذاشتند. همین ها با همنوائی عدۀ از روشنفکران خوشنام و سرشناس کشور، به زودی به نشر جریدۀ "شعلۀ جاوید" پرداختند و ایده ها و دیگاه های شان را در کشورشان سرتاسری ساختند. با دیدن نام های خوش آوازۀ داکتر رحیم "محمودی" و داکتر هادی "محمودی" و تنی چند دیگر درنشریۀ "شعلۀجاوید"، و کار تبلیغی- ترویجی محافل همنوای این ایده ها، موج علاقمندان با آن همنواشدند. بدین شکل به پاسخ نیاز موجود جامعه، به ابتکار  و جاذبۀ شخصیتی داکترهادی "محمودی" و داکتر رحیم "محمودی"  و همراهی جمعی دیگر، جریان دموکراتیک نوین نهادینه شد و اولین بار در یازدهم ثور 1347 ش در مظاهرۀ به مناسبت اول ماه می (روز جهانی کارگر) تبارز علنی کرد.

 من درهمین روز اول ماه می 1347 ش(چهل و نه سال و اندی قبل از امروز) در جریان مظاهره در فابریکۀ حجاری- نجاری کابل، از طریق عبدالاله "رستاخیز" با داکترهادی "محمودی" آشنائی حضوری حاصل کردم. او می خواست سخنرانی کند ولی عده ای، که بعداً به پرچمی مسما شدند، مانعش می شدند. "رستاخیز"، من (آهنگر) و رحمن "منصوری" و چند رفیق دیگر مان مزاحمان را به کنار زده و داکترهادی "محمودی" را به بلندی کشاندیم تا سخنرانی کند. سخنرانی وی با جاذبۀ شخصیتی اش سحرآفرین بود. کارگران فابریکۀ حجاری- نجاری نه تنها به دور او جمع شدند، بلکه مزاحمان را از فابریکه بیرون راندند. پس از آن، "رستاخیز" با سخنرانی اش به بسیج کارگران افزود و سپس به رهبری داکترهادی و "رستاخیز"، همراه کارگران به فابریکۀ جنگلک رفتیم و آنجا نیز او با صحبت هایش اکثریت عظیم  کارگران جنگلک را به دور خود جمع کرد و "رستاخیز" نیز آن را یاری رساند. من درینجا سرآن ندارم که تاریخ مکمل "جنبش دموکراتیک نوین" را بازگو کنم، فقط به آنچه منجر به آشنائی من و داکترهادی "محمودی" گشته اشارتی کردم. از این روز به بعد آشنائی من با داکتر هادی "محمودی" لحظه به لحظه عمیق تر می شد و من در دیدارها از دانش وتجاربش می آموختم.

داکترهادی "محمودی" به شکل نا گفته ای رهبر مسلم "جنبش دموکراتیک نوین" بود و همۀ رهبران متبارز محافل چپ کشور، او را بزرگ خود می دانستند. این ویژگی در زندان دهمزنگ کابل تبارز بیشتر داشت. در آنجا زندانبانان رژیم او را سخنور یا "رهبر" دیگران دانسته و گفتنی های مقامات دولتی را به او ابلاغ می کردند. رفقای زندانی درحلقۀ آموزشی اقتصاد سیاسی، داکتر هادی "محمودی" را دبیر برگزیده بودند. شخصیت هائی چون انجنیرعثمان، عبدالاله "رستاخیز"، داکترسیدکاظم "دادگر"، داکترعین علی "بنیاد"، و ... دانش آموزان حلقۀ به آموزگاری داکترهادی "محمودی" بودند و به دانش و شخصیت او احترام  عمیق می گذاشتند؛ به حدی که وقتی در دهلیز مرگ زندان دهمزنگ  کوته قلفی شدند، مضطرب "باختری"  و عبدالاله "رستاخیز" اشعاری به داکترهادی سرودند که او را "آفتاب معرفت" و "اخترتابان خلق" خطاب نمودند. مطلع آن اشعار چنین بود:

شادباش ای "هادی" ای فرزند با ایمان خلق       "آفتاب معرفت" ای "اختر تابان خلق"

توصیف به چنین صفات بزرگی، آن هم از جانب سایر رهبران جنبش، تعارفی نیست و به سادگی هم به دست نمی آید. موصوف(داکترهادی محمودی) یگانه رهبری در آن زمان بود که با شایستگی علمی و مبارزاتی اش متصف به این صفات گشته بود.

برخی ها پس از مرگ صفاتی را به کسانی نسبت می دهند که هرگز به باور نمی گنجد و جز همان وصافان، کس دیگری آن را نمی پذیرد. اما ارزش  صفات داکتر در اینست که درزمان حیات داکتر هادی "محمودی" همرزمانش او را شایستۀ چنین صفاتی دانسته و آن را متصف به آن ساختند و در سرتاسر جنبش دموکراتیک نوین هم، کسی نه تنها اعتراضی به آن نداشت، بلکه ورد زبان همگان  گشته بود؛ بناءً این صفات به رسمیت شناخته شده درجنبش و ضمیمۀ شخصیت داکترهادی "محمودی" بوده و چه کسی بخواهد وچه نخواهد، او را باید " فرزند باایمان"، "آفتاب معرفت" و "اخترتابان خلق" نامید.

 من هم همان زمان، در سال 1348 ش در زندان فراه این شعر را استقبال نموده  و شعری به این مطلع سروده بودم:

"شاد باش ای هادی ای فرزند با ایمان خلق"    صد درودم برتو و برجمله فرزندان خلق

الی اخیر

....

وقتی من ودو رفیق همراه زندانم بعد از سپری کردن تبعید پیاپی در زندان های مختلف ولایات، به زندان کابل منتقل شدیم، اداره چیان زندان ما را که جوانان بیست تا بیست و دوسالۀ بودیم، به دستور مقامات بالای رژیم، به رسم جزائی به قلعۀ جدید زندان دهمزنگ با شقی ترین زندانیان جنائی در یک اتاق بیست نفره همراه ساختند. داکترهادی "محمودی"، داکتر سیدکاظم "دادگر" و عبدالاله "رستاخیز" که عمق این توطئۀ ظالمانه درزندان را درک کرده بودند، اولین کسانی بودند که به این تصمیم جنایتکارانۀ دولت اعتراض نمودند و طرح یک اعتصاب غذائی مشترک را به دفاع ازما ریختند و داکترهادی "محمودی" از کانال های مختلف به تقویت روحی و دفاع از ما می پرداخت.  

احساس مسئولیت هائی این چنین درکلیۀ امورمبارزاتی، و اثرگذاری های تئوریک وعملی در جریان مبارزۀ محسوس جنبش، داکترهادی "محمودی" را یک سر و گردن از دیگران بلند تر می نمود و رهبر مسلم "جریان شعله" معرفی می کرد. و...

زندگی انسان های بزرگی چون داکترهادی "محمودی"، طی دوران مبارزاتی دشوار و طولانی بیش از نیم قرن، بیشک با فرود و فرازهائی همراه است که هردو سویش اثرات بزرگی بر جنبش می گذارد. ناقلان و ناقدان زندگی چنین شخصیت هائی حق ندارند از روی یک مقطع زندگی، دربارۀ تمام تاریخ مبارزاتی این مبارزان، به حکم ونتایج منفی برسند. آن ها باید تمام دوران زندگی و اثرگذاری این شخصیت ها را صادقانه و بدون حب و بغض ببینند و بشناسند و بشناسانند.

داکترهادی"محمودی"هم مانندهرانسان دیگری درجریان عملش اشتباهات و دستاوردهائی دارد؛ ولی درکلیت مبارزاتی اش به جنبش دموکراتیک نوین و به خلق افغانستان افتخارات بزرگی آفریده است که به عنوان یک ارزش مبارزاتی کشور باید تقدیر شود.

ایجاد جنبش دموکراتیک نوین، پس از سرکوب و سکوت طولانی جنبش سال های سی، درجامعۀ قرون وسطائی و استبدادی افغانستان آن زمان، ساختن و نوشتن یک مقطع  تاریخ جدید مبارزاتی کشور و افتخار تاریخی بزرگیست که سهم داکترهادی "محمودی" از هرکس دیگری در آن برجسته تر بوده و نام او را با خط زرین ثبت نگارنامۀ تاریخ مبارزات خلق افغانستان نموده است.

درشرایط موجود که تجاوزگران امریکائی ناتوئی و دستیاران شان درکشور اشغال شدۀ ما افغانستان با مصرف ملیون ها دالر و حضور پنجاه سازمان جاسوسی زبدۀ جهان، درکنار غارت وچپاول، به نابودی ارزش های مبارزاتی، اخلاقی و سجایای فرهنگی اجتماعی کشور ما مشغول اند تا ازآن یک جامعۀ بی هویت، بی شخصیت، ارزش زدا و بی ریشه و آرمان بسازند، وخود بر همه ارکانش تسلط همه جانبه بیابند. درچنین فضائی که مشتی از عناصر جاه طلب و اپورتونیست برای رسیدن به مقاصد پست شان به هرچه ارزش و شخصیت اجتماعی سیاسیست لجن پراگنی می کنند، بزرگداشت از مبارزات برحق و شخصیت های مبارزی چون داکترهادی "محمودی"، بزرگداشت از دستاوردهای جنبش دموکراتیک نوین و بزرگداشت از ارزش های مبارزاتی مترقی خلق افغانستان است.

مرگ داکترهادی "محمودی" به عنوان یکی از ارزش های بزرگ مبارزات سیاسی اجتماعی کشور، ضایعۀ عظیمی به جنبش و مردم افغانستان به حساب می آید.

من این ضایعۀ عظیم را به خلق مظلوم کشورم، به خانوادۀ بزرگ "محمودی"، به همسر و فرزندان داکترهادی "محمودی" و به همه راهیان باورمند جنبش دموکراتیک نوین تسلیت عرض می کنم و شریک غم واندوه همگان هستم.


                                                www.razmendagan.com                                                                                 afgrazm@gmail.com