http://latimesblogs.latimes.com/.a/6a00d8341c630a53ef0120a67be351970c-600wi

www.razmendagan.com                                                                                                                   afgrazm@gmail.com 


زنده یاد پروفیسور عبدالقیوم رهبر

۲۳ جولای ۲۰۱۷

 

 

 

یک سند تاریخی

"از مقاومت تا انقلاب، از انقلاب تا پیروزی در ضرورت اوضاع کنونی"

نگارش: زنده یاد پروفیسور عبدالقیوم رهبر

(۱)

 

در لحظۀ حساس کنونی که جنبش خروشان مقاومت پرشکوه مردم قهرمان ما علیه تجاوز گران سوسیال فاشیست روسی و مزدوران شرف باختۀ آن جبراً در گرداب مانورها و حرکات سیاسی دپیلماتیک سیستم امپریالیستی جهانی، مؤثرات منطقه ای و بین المللی افتاده با در نظرداشت نابسامانی ها و مشکلات چند جانبۀ جنبش مقاومت، تاریخ بار دیگر زنگهای خطر وحشتناکی را بالای سر مردم ستمدیده، جانباز و بخون نشستۀ ما به صدا در آورده است!

بالای سر ملتی که: در راه تحقق آرمان والای آزادی و دفاع بی نظیر از هویت ملی اش با تقدیم خون هزاران هزار مرد و زن آزاده، نگارش گر خط درخشان مقاومت و پایداری در معراج کنگرۀ قرن حاضر، ترسیم کنندۀ شکست کشوری بزرگ امپریالیستی به دست ملتی کوچک، فقیر، عقب نگهداشته شده، اما مصمم ، استوار و به پاخاسته است.

در شرایطی که امپریالیسم جنایت گستر روس برای گریز از بحرانات و مشاکل فراگیرش و با هراس از تعالی و تکامل جنبش مقاومت به انقلاب واقعی و همه جانبۀ مردم می کوشد تا جنبش مقاومت برحق مردم ما را در میان هیاهوی معامله گری های جدید امپریالیستی و ارتجاعی و در سایۀ تبانی با امپریالیسم رقیب، با ادای "مصالحه طلبی" دولت مزدورش، منحرف ساخته و نابود گرداند، لازم است تا مقولۀ انقلاب و پیروزی واقعی را با خط درشت روی درفش رزم ستمکشان و محرومان مجاهد کشور نوشته و بر تارک جنبش مقاومت به اهتزاز درآوریم. 

بنابرین ضرورت، ما می کوشیم در این مقاله به ادامۀ مقالات قبلی پیرامون مسلۀ انقلاب و پیروزی، در ارتباط با اوضاع کنونی مکث نمائیم. 

یکم: انقلاب چیست و چرا باید جنبش مقاومت کنونی ما منتج به انقلاب رهایی بخش واقعی شود؟ 

انقلاب را در پهنای هستی بطور کل میتوان عملیۀ دگرگونی و تغییر اساسی، ماهیتی و بنیادی اوضاع و پدیده ها تعریف کرد، که در عرصۀ تحولات اجتماعی انسانی به معنای تغییر اساسی و هدفمند جامعه از طریق واژگونی قهری یک نظام سیاسی (اقتصادی اجتماعی ) و اعمار نظام جدید بر ویرانه های آنست.

هر جریان مبارزاتی، حرکت شورشگرانۀ اجتماعی و خیزش های مبارزه جویانۀ توده ای که بالاخره منجربه چنین تغییر اساسی نشود، در اصل نمی توان آنرا حرکت پیروزمند انقلابی دانست؛ که با این حال بسا از حرکت های اجتماعی نیز با وجود جانفشانی های فراوان ممکن نتایج بسیار بد و فاجعه آمیز را به همراه داشته باشد، چه بارها در گذشته و حال به شهادت تاریخ انقلاب و قیام های عظیم توده های محروم  و حاصل رنج شان مورد دستبرد نیروهای غیر انقلابی و یا ضد مردمی و مستبد قرار گرفته و انقلاب از وسط راه ربوده شده است.

هر انقلاب پیروزمند دارای دو جنبۀ اساسی به هم مرتبط است، که باید در جهت یک سمت اساسی رهائیبخش و زندگی ساز حرکت نماید.

برپایه این دو جنبۀ اساسی مسألۀ "هدف" و وسیله در انقلاب توضیح میشود.  یکی جنبۀ تخریبی، واژگونی و ویرانگری انقلابست، یعنی انقلاب باید دستگاه دولتی (دولت استعماری و یا ارتجاعی و ضد مردمی) را که وسیلۀ سرکوب توده های ملیونی مردم است، از پایه فرو ریزد. نهاد ها و نمودهای اسارت بار و ارتجاعی وابسته به این نظام را در تمام ساحات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی ویران نماید.

این یگانه راه رسیدن به هدفست . این راه از میان آتش و خون میگذرد . تجارب و جریانات مبارزاتی انسانها در سیاق تاریخی این حکم را مسجل گردانیده که استعمار گران خونریز، مستبدین ستمگر و امپریالیست های غارتگر هیچگاه حقوق حقۀ ملت های دربند و حقوق ستمکشان رنجبر را به رضا و رغبت نداده و نمی دهند. برپایۀ همین تجارب است که گفته اند : حق داده نمی شود، بلکه گرفته میشود!

امپریالیست ها و ستمگران فقط با فرمان گلوله مجبور میشوند تا حقوق خلق ها و ملت های بپا خاسته را به رسمیت بشناسند. ازاینجاست که توده های مظلوم و ستمدیده ناگزیر باید دست به سلاح ببرند و از طریق جنگ بیرحمانه قاطع و درازمدت، با فداکاری از شورشگری، قیام و مقاومت تا پیروزی انقلاب واقعی رهسپرند.

این وسیله و اسلوب دگرگونی و انقلاب است. هر برداشتی غیر ازین در مورد شیوۀ انقلاب و آزادی ناشی از دید نادرست تاریخی اجتماعی به قضایا میشود، که با تخیل گرائی خود فریبانه و مردم فریبانۀ مبارزین آزاده و مجاهدین بپا خاسته را در سراب وادی ابهامات گوناگون سرگردان میسازد.

جانب دیگر، جنبۀ اعمار و سازندگی انقلابست. یعنی با اعمار تأسیسات جامعۀ جدید با نظام جدید، نظامی که بتواند شرایط مساعد مبارزاتی را برای افراد انقلابی جامعه مهیا سازد. شرایطی که آزادی واقعی برای کشور، دموکراسی، خوشبختی، رفاه و ترقی برای مردم محروم و رنجدیده به ارمغان آورد.

 این هدف و مضمون انقلابست! بدون تحقق این هدف،  انقلاب از مضمون و محتوای اصلی خود تهی میگردد.

بی توجهی و ناآگاهی درین زمینه عمدتاً نیرو های رزمنده را جنگ جویانی بار می آورد  که در محور جنبۀ تخریبی و ویرانگری می چرخند و با غرق شدن در مسایل ِصرف جنگی، قضایای انقلاب در مدار اصل جنگ برای جنگ، و نه جنگ برضد جنگ و برای زندگی واقعی، در سطح جنگ ناهدفمند و یا مقاومت ِصرف گیر میکند. درینصورت امکان هرنوع استفادۀ سوء از چنین نهضتی زیاد است که حتی حاصل رنج جانبازان فداکار انقلاب را بر ضد خود انقلاب کننده گان اصلی بر میگرداند.

لهذا، خیزشهای مبارزه جویانۀ انقلابی چه در شکل ملی آزادیخواهانه و چه در شکل مبارزات اجتماعی درون ستیزانه باید دقیقأ این دو جنبۀ به هم مرتبط انقلاب را متحقق سازند . این دو جنبه در مجموع پروسۀ کلی انقلاب و تحول عمیق را بیان میدارد که عموماً از دو دوره عبور نموده است.

- دورۀ قبل از کسب قدرت سیاسی

- دورۀ بعد از کسب قدرت سیاسی 

گرچه مسایل مربوط به این دو دوره و روابط فی مابین شان، با تجارب متعددی که در زمینۀ انقلابات موجود است، میتواند منحیث یک مسالۀ مهم تحقیقاتی مورد ارزیابی قرار گیرد؛ چه انقلابات بزرگی توأم با رشادت ها و فداکاری های فراوان در دورۀ بعد از کسب قدرت پایش به گل مانده و آنچنان در میان انحرافات، رفورمیسم و موثرات بین المللی گیر کرده که اساساً چهرۀ پیشین آن قابل شناسایی نیست. ولی ما درین بحث فقط گوشۀ خاصی از آنرا غرض روشن شدن بیشتر ضرورت های آگاهی انقلاب خود ما در نظر خواهیم گرفت.

با آنکه هریک از این دو دوره عمدتاً وسایل و اشکال مبارزاتی خاص خود را متناسب با وظایف مشخص و نیازمندیهای اساسی خود دارند، ولی در انقلاب آزادیبخش و جنگ های طولانی توده ای در خلال یک پروسۀ اساسی درازمدت، وظایف دورۀ دوم در دورۀ اول شکل گرفته، و متحقق میشود. یعنی در پهلوی مدلهائی از تشکل ها و سازماندهی های سیاسی ضد انقلابی موجود، تأسیسات و نهاد های انقلابی و آزادیخواهانه نیز در ساحات مختلفۀ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و... ادامه و در شکل خاص خود پیاده میشود. همان طوری که بسا امور اساسی که عمدتاً مربوط به دورۀ نخست است، ممکن است در تحت شرایط معینی تا دورۀ دوم موکول و موجل بماند.

و اما در زمانۀ ما! عصریکه امپریالیست ها به ویژه درین برهۀ زمانی با استفاده از امکانات مخوف نظامی، اقتصادی، سیاسی تبلیغاتی شبکه های جاسوسی و... توانسته اند در گستره ی جهانی پنجه های کثیف و خونچکان خود را در اساسی ترین رگه ها و شئون جوامع عقب نگهداشته شده فرو کنند و با خون گیری تاراجگرانه تحرک، پویایی و آهنگ رشد طبیعی شان را مانعه گذاری نمایند تکامل مستقلانۀ مبارزات آزادیخواهانه و انقلابی از پیچیدگی و تعقید خاص برخوردار است که باید راه صعب العبوری را بپیماید. در چنین شرایطی فقط آن نهضت های آزادیخواهانه و انقلابی قادرند راه به سر منزل مقصود برند که  برعلاوۀ قاعده ئی وسیع توده ای در رأس، به وسیلۀ ستاد پیشتاز و رهگشائی هدایت شوند  که ضمن خود آگاهی علمی اجتماعی، آگاهی لازم را نسبت به انقلاب و امپریالیسم در تمام ادوات و اطوارش داشته باشد.

لذا باید به جنبش مقاومت خود نیز از این زاویه نگرشی پژوهشگرانه نمود.

جنبش مقاومت مردم قهرمان ما که در جریان نبرد کبیر میهنی برضد تجاوز گران روسی و مزدورانش، به حق طلایه دار پایداری و مقاومت در ربع اخیر قرن حاضر شده و چون نگین خون رنگی بر تارک جنبش های ضد امپریالیستی می درخشد، باوجود جان سختی و ظرفیت بزرگش، بنابرعوامل چند جانبه، تاهنوز تا افق لازم یک انقلاب واقعی تکامل نکرده است و نتوانسته خود را از قید و بند نیروهای تاریخزدۀ ارتجاعی وابسته و انحصار طلب رهایی بخشد. و هرگاه راه تکامل لازم خود را نپیماید، علماً و منطقاً در منجلاب توطئه ها، نیرنگ ها و سیاست بازی ها گیر می کند و تامدت ها راه به سرمنزل مقصود نمیبرد.

ادامه دارد


www.razmendagan.com                                                                                                                                 afgrazm@gmail.com